بسمه تعالي

سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور

هيئت وزيران در جلسه مورخ 6/8/1383 بنا به پيشنهاد شماره 134108/101 مورخ 25/7/1383 سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور و به استناد اصل يکصد و سي و هشتم
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ضوابط ملي آمايش سرزمين را به شرح زير تصويب نمود:
“ضوابط ملي آمايش سرزمين”
ماده 1ـ جهت گيريهاي ملي آمايش سرزمين که در راستاي تبيين فضايي سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران و ترسيم الزامات تحقق آن در توسعه بلندمدت کشور و مبتني بر اصول مصوب آمايش سرزمين، شامل ملاحظات امنيتي و دفاعي، کارآيي و بازدهي اقتصادي، وحدت و يکپارچگي سرزمين، گسترش عدالت اجتماعي و تعادلهاي منطقه اي، حفاظت محيط زيست و احياي منابع طبيعي، حفظ هويت اسلامي، ايراني و حراست از ميراث فرهنگي، تسهيل و تنظيم روابط دروني و بيروني اقتصاد کشور، رفع محروميتها، بخصوص در مناطق روستايي کشور تنظيم شده است، به شرح زير تعيين مي گردد:
1 ـ کاهش تمرکز و تراکم جمعيت و فعاليت در مناطق پرتراکم کشور، به ويژه تهران و اصفهان و مهار روند رو به رشد جمعيت و فعاليتها در اين مناطق؛ از طريق دگرگوني ساختار فعاليتهاي صنعتي و خدماتي آنها در راستاي افزايش سهم فعاليتهاي دانش پايه و زمينه سازي براي هدايت
سرمايه گذاريهاي متمايل به اين مناطق، به ديگر استانهاي کشور
2 ـ تغيير نقش و عملکرد شهر تهران به عنوان مرکزي با عملکرد بين المللي و شهرهاي اصفهان، مشهد، تبريز، شيراز، اهواز و کرمانشاه به عنوان مرکزي با عملکرد فراملي براي پوشش خدماتي در حوزه هاي جغرافيايي و يا عملکردي خاص.
3 ـ ايجاد شبکه هاي سازمان يافته از شهرهاي بزرگ و متوسط کشور و تجهيز آنها به نحوي که بتوانند در سطوح منطقه تحت نفوذ خويش بخشي از وظايف شهرهاي موضوع بند (2) را به عهده گرفته و در راستاي عدم تمرکز در يک تقسيم کار ملي و منطقه اي، مشارکت نمايند.
4 ـ توسعه علوم، آموزش، پژوهش و فن آوري و گسترش و تجهيز مراکز آموزشي، پژوهشي، شهرکها و پارکهاي علمي ـ فن آوري کشور (با تأکيد بر توسعه فن آوريهاي نوين، نظير فن آوري اطلاعات و ارتباطات، بيوتکنولوژي، ناتوتکنولوژي و … ) متناسب با نيازهاي ملي و منطقه اي و با تکيه بر قابليتها و استعدادهاي بومي هر منطقه در راستاي کاهش سهم منابع طبيعي و افزايش سهم در توليدات ملي.
5 ـ تأکيد بر استفاده از ظرفيتهاي اجتماعي، فرهنگي و علمي استانها و مناطق کشور،‌ به ويژه شهرهاي تهران، شيراز، اصفهان، مشهد، تبريز،‌ اهواز و يزد با محدود نمودن توسعه کمي سطوح پايين آموزش عالي به نفع سطوح بالاتر و ارتقاي سطح کيفي مؤسسات آموزش عالي و مراکز پژوهشي و فن آوري آنها براي توسعه همکاريهاي علمي بين المللي و ايفاي نقش واسط بين کشورهاي منطقه و کشورهاي پيشرفته علمي.
6 ـ توسعه و تجهيز گزيده اي از محورهاي اصلي ارتباطي کشور در کريدورهاي حمل و نقل بين المللي شمالي ـ جنوبي و شرقي ـ غربي کشور به عنوان محورهاي اولويت دار در توسعه، براي استفاده مناسب از موقعيت ممتاز ارتباطي کشور با تأکيد بر تمرکز زدايي ارتباطي از تهران و استفاده از مسيرهاي جايگزين.
7 ـ زمينه سازي لازم براي استفاده حداکثر از ظرفيتها و توانهاي مراکز جمعيتي کوچک و پراکنده (روستاها، روستا ـ شهرها، شهرهاي کوچک) در حفظ و نگهداشت جمعيت و برقراري تعادل در الگوي استقرار جمعيت با متنوع سازي فعاليتها، ايجاد اشتغال و افزايش نقش فعاليتهاي صنعتي و خدماتي قابل استقرار در اين مراکز.
8 ـ توسعه زيرساختها و شبکه هاي زيربنايي، به ويژه تأمين منابع آب و خدمات اجتماعي متناسب با سهم فعاليت و جمعيت پيش بيني شده براي مناطق و استانهاي کمتر توسعه يافته کشور؛ هر چند که بازدهي اقتصادي آنها در بلندمدت تحقق يابد.
9 ـ ايجاد تعادل نسبي در توزيع و ترکيب جمعيت در سطح کشور با استفاده از ابزار استقرار فعاليت و زيرساختها و بهبود شرايط اقتصادي،‌ اجتماعي و امنيتي در محور شرق، جنوب و مناطق کم جمعيت مرکزي و استقرار ارادي جمعيت در مناطق استراتژيک و کانونهاي داراي قابليت توسعه، با توجه به توان محيطي عرصه ها و مناطق مختلف در اين گونه بارگذاريهاي جمعيتي و فعاليتي.
10 ـ تعادل بخشي به توزيع جمعيت و فعاليت متناسب با منابع، توان محيطي و ظرفيت تحمل زيست بومها، با تأکيد بر ابعاد اجتماعي وظايف توسعه اي دولت در مناطق غربي و شمالي و تمرکز بر ايجاد ظرفيتهاي فيزيکي و اجتماعي موردنياز توسعه در مناطق شرقي، جنوبي مناطق کم جمعيت مرکزي کشور، به شرح ذيل :
الف ـ در مناطق شرقي، جنوبي و مناطق کم جمعيت مرکزي کشور:
الف ـ 1 ـ توسعه شبکه هاي زيربنايي اين مناطق براي زمينه سازي استقرار فعاليتها و توسعه خدمات اجتماعي متناسب با استقرار جمعيت.
الف ـ 2 - تقويت مراکز جمعيتي حاشيه سواحل درياي عمان، خليج فارس و شرق کشور به منظور ايجاد مجموعه اي از مراکز گسترش توسعه در اين مناطق، باتوجه به چشم انداز بهره برداري از منابع انرژي حوزه جنوب، ذخاير معدني دشتهاي مرکزي و جنوبي سرزمين، شيلات و صنايع دريايي و توان اين مناطق از ديدگاه ترانزيتي بازرگاني و گردشگري.
الف ـ 3 - تعيين و تجهيز نقاطي در نواحي دورافتاده و حاشيه اي در سواحل جنوب (به ويژه درياي عمان) در راستاي تسريع و بسط توسعه در اين نواحي، با هدف ايجاد تحرک در شبکه هاي ترانزيتي نواحي شرقي و جنوبي کشور.
الف ـ 4 - توجه ويژه به توسعه پايدار مناطق کويري.

ب ـ در مناطق غربي و شمالي کشور :
ب ـ 1ـ استفاده بهينه از ظرفيتهاي زيربنايي موجود در مناطقي که از اين جهت توسعه يافته اند، با نيت صرفه جويي در ميزان و تسريع در بازدهي سرمايه گذاريها و اولويت به کارگيري امکانات بخش خصوصي در اين مناطق.
ب ـ2 ـ رفع تنگناهاي شبکه هاي زيربنايي مناطق مستعد،‌ متناسب با قابليتهاي توليدي و خدماتي اين مناطق.
ب ـ 3 - بهره برداري از شبکه نسبتاً توسعه يافته مراکز زيست و فعاليت در اين مناطق با اعمال تقسيم کار تخصصي بين آنها، با تأکيد بر توسعه فعاليتهاي کشاورزي،‌ صنعتي، گردشگري و بازرگاني.

11ـ گسترش تعامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي درون و بين منطقه اي در راستاي تقويت همبستگي ملي.
12 ـ تأکيد بر حفظ و پويايي هويت ايراني ـ اسلامي در تعامل با برون نگري و اتکا بر اين هويت براي تحکيم و انسجام وحدت ملي در ابعاد دروني.
13 ـ رعايت ملاحظات “امنيتي و دفاعي” ، “حفاظت از محيط زيست” و “حراست از ميراث فرهنگي” در استقرار جمعيت و فعاليت، به ويژه در محدوده هايي که باتوجه به ملاحظات يادشده، محدود نمودن و يا تسريع توسعه در آنها الزامي است.
14 ـ تأکيد خاص بر آمايش مناطق مرزي براي بهبود شرايط زندگي و افزايش سطح توسعه اين مناطق به منظور ارتقاي امنيت مرزهاي کشور.
15 ـ رعايت اصول ايمني و الگوي پدافند غيرعامل، از قبيل استفاده از شرايط جغرافيايي و عوارض طبيعي، پراکندگي مناسب در پهنه سرزمين، انتخاب عرصه هاي امن به لحاظ سوانح طبيعي و غيرمترقبه و انتخاب مقياس بهينه در استقرار جمعيت و فعاليتها در راستاي کاهش آسيب پذيري در برابر تهديدات و بهره مندي از پوشش مناسب دفاعي.
16- ايجاد تعادل در افزايش جمعيت و پر اکنش آن در پهنه سرزمين، باتوجه به منابع و امکانات مناطق مختلف؛ به طوري که نرخ رشد طبيعي جمعيت کشور سالانه به طور متوسط از يک درصد و نرخ رشد طبيعي جمعيت هر يک از شهرستانهاي کشور سالانه به طور متوسط از 5/1 درصد، فراتر نرود.
17 ـ توسعه رفاه و تأمين اجتماعي در مناطق مختلف کشور و برقراري تعادل در شاخصهاي اصلي آن در سطح ملي با تأکيد بر توانمندسازي اقتصادي ـ اجتماعي گروههاي آسيب پذير و اجراي سياستهاي جبراني کاهش فقر و ارتقاي رفاه اجتماعي براساس مشارکت مردم.
18 ـ‌ گسترش آموزش و بهداشت، به ويژه براي زنان و جوانان در مناطق کمتر توسعه يافته و گروههاي اجتماعي در معرض خطر، به منظور ارتقاي کيفيت منابع انساني و جلوگيري از توليد نسلهاي ناسالم.
19ـ ساماندهي و هدايت هدفمند جريان مهاجرتها از طريق :
الف ـ ايجاد زمينه هاي اشتغال، فعاليت و سرمايه گذاري و جذب و نگهداشت نيروهاي کارآفرين در مناطق مهاجر فرست داراي قابليت.
ب ـ ساماندهي مراکز جديد اشتغال و اسکان مهاجرين در مناطق داراي توان پذيرش جمعيت متناسب با سرمايه گذاريهاي جديد توليدي و خدماتي.
20ـ تحول ساختار بخش کشاورزي در راستاي دستيابي به کشاورزي پايدار، مدرن و رقابتي و توسعه بخشهاي صنعت و خدمات، به گونه اي که علاوه بر جذب سرريز شاغلين کشاورزي و پشتيباني از اين بخش، فرصتهاي جديد شغلي موردنياز کشور را نيز تأمين نمايند.
21 ـ استفاده پايدار از قابليتهاي طبيعي و امکانات آب و خاک براي توسعه فعاليتهاي کشاورزي و صنايع وابسته و تبديلي مرتبط با آن در نواحي مستعد کشاورزي، به ويژه در نواحي شمالي، غربي و جنوب غربي کشور، در راستاي دستيابي به امنيت غذايي و توسعه صادرات محصولات کشاورزي.
22 ـ توجه به محدوديتهاي آب براي مصارف کشاورزي، با تأکيد بر :
الف ـ افزايش راندمان آب با استفاده از مهار آب، شيوه هاي مدرن آبياري، توسعه شيوه هاي توليد متراکم و گلخانه اي در مناطق کم آب کشور، به ويژه در مناطق حاشيه کوير،‌ مانند استانهاي يزد، سمنان، سيستان و بلوچستان، خراسان جنوبي، کرمان، هرمزگان و بخشهايي از استانهاي فارس و اصفهان.
ب ـ افزايش سهم فعاليتهاي صنعتي، معدني و خدماتي براي جذب و نگهداشت جمعيت در اين مناطق.
ج ـ انتقال درون و بين حوضه اي آب،‌ با توجه به حفظ تعادلهاي محيطي، براي مصارف شرب، خدمات و صنعت.
23 ـ توسعه بهره برداري از قابليت هاي معدني کشور به عنوان يکي از مزيتهاي نسبي سرزمين، با تأکيد بر حداکثر نمودن عمليات فرآوري معدني و کاهش صادرات مواد خام معدني؛ به گونه اي که به افزايش سهم اين بخش در اقتصاد ملي بيانجامد.
24 ـ تأکيد بر توسعه صنايع شيميايي و پتروشيمي، صنايع و معدني (ذوب فلزات و کانيهاي غيرفلزي)، صنايع مرتبط با حمل و نقل و صنايع ICT به عنوان صنايع اولويت دار، با توجه به مزيتهاي نسبي کشور در اين صنايع.
25 ـ افزايش ظرفيتهاي اکتشاف و بهره برداري از ذخاير عظيم نفت و گاز و استفاده از اين منابع در راستاي توسعه فعاليتهاي صنعتي مبتني بر تقويت صنايع بالا دستي و پايين دستي نفت و گاز و تکميل زنجيره هاي توليد، با تأکيد بر اولويت بهره برداري از ميادين مشترک و کاهش صدور مواد خام نفتي.
26 ـ تأکيد بر توسعه فعاليتهاي صنعتي مبتني بر نفت و گاز در مناطق مواجه با محدوديتهايي براي توسعه ساير فعاليتهاي اقتصادي و برخوردار از اهميت استراتژيک، از جمله مناطق کمتر توسعه يافته جنوب شرقي کشور، سواحل خليج فارس و درياي عمان و مناطق کمتر توسعه يافته غرب کشور باتوجه به خطوط انتقال مواد و فرآورده هاي نفت، گاز و پتروشيمي و امکان توسعه آنها.
27 ـ توجه ويژه به صنايع انرژي‌بر در تلفيق مزيت نسبي برخورداري از ذخاير معدني و مزيت نسبي برخورداري از منابع انرژي، به خصوص گاز و استقرار آنها در نقاط واقع بر کريدورها و محورهاي حمل و نقل بين المللي، با اولويت استقرار در مناطق تخصصي انرژي در سواحل خليج فارس با هدف توسعه صادرات.
28 ـ توسعه صنايع پشتيبان حمل و نقل، شامل صنايع خودروسازي، واگن سازي، تجهيزات
راه آهن و صنايع حمل و نقل هوايي در مراکز و نواحي مستعد (با تأکيد بر کاهش سهم تهران در
صنايع خودروسازي)، صنايع توليد و تعمير و خدمات وسايط حمل و نقل دريايي در نوار ساحلي جنوب.
29ـ توسعه صنايع توليد کالاهاي موردنياز کشورهاي منطقه، با اولويت استقرار در جوار بازارهاي مصرف اين کشورها در استانهاي مرزي.
30 ـ تحول بنيادي در ساختار بخش خدمات و افزايش سهم خدمات نوين و دانش پايه، با تأکيد بر توسعه: خدمات پشتيبان توليد، خدمات گردشگري، خدمات بازرگاني، بانکي و بيمه اي، حمل و نقل و ترانزيت و استفاده از فن آوريهاي نوين در اين بخش، متناسب با نقش و جايگاه بين المللي کشور.
31 ـ ارتقاي جايگاه صنعت گردشگري در اقتصاد ملي، از طريق استفاده از ظرفيتهاي : طبيعي، تاريخي و ميراث فرهنگي کشور و گسترش و تسهيل ارتباطات بين مناطق، به منظور تقويت پيوند بين اقوام و خرده فرهنگها و همچنين، گسترش تعاملات فرهنگي فراملي.
32 ـ سازماندهي و تقويت خدمات اجتماعي و خدمات برتر، از جمله رسته هاي خدمات : مهندسين مشاور، حقوقي، حسابرسي، بيمه، مالي، بازاريابي، بورس و خدمات اطلاعات و ارتباطات براي ارايه خدمات پشتيباني فرآيندهاي توسعه ملي و پاسخ به تقاضاي کشورهاي منطقه، با رعايت ملاحظات مندرج در بندهاي (2) و (3)
33 ـ باز تعريف نقش و وظايف مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي و ويژه اقتصادي، باتوجه به ويژگيهاي مناطق کشور و با هدف تقويت تعامل لازم بين عملکرد اقتصاد کشور با اقتصاد جهاني، تأمين سرمايه مورد نياز، ارتقاي سطح فن آوري و گسترش و تضمين بازارها.
ماده 2 ـ دستگاههاي اجرايي کشور موظفند برنامه هاي عملياتي خود را به گونه اي تنظيم نمايند که اجراي اقدامات، عمليات و سرمايه گذاريهاي مربوط، زمينه تحقق جهت گيريهاي ملي آمايش سرزمين را فراهم نمايد.
ماده 3 ـ دستگاههاي اجرايي کشور موظفند سياستهاي تشويقي و بازدارنده، از جمله نرخ تسهيلات بانکي، تعرفه ها، عوارض، مالياتها و ساير مقررات را براي فعاليتها و مناطق مختلف کشور به گونه اي تنظيم و يا پيشنهاد نمايند که برنامه ها، اقدامات، عمليات و سرمايه گذاريهاي بخشهاي عمومي و غيردولتي در راستاي تحقق جهت گيريهاي آمايش هدايت شوند.
ماده 4 ـ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور مکلف است شرايط تحقق مواد (2) و (3) اين تصويب نامه را در آيين نامه هاي اجرايي برنامه هاي توسعه و دستورالعملهاي تنظيم بودجه هاي سالانه، لحاظ نمايد.
ماده 5 ـ دستگاههاي اجرايي کشور موظفند راهبردهاي بخشي آمايش سرزمين در بخشهاي ذي ربط را بررسي و پيشنهادات خود را براي اصلاح و تکميل آنها باتوجه به جهت گيريهاي موضوع ماده (1) اين تصويب نامه حداکثر ظرف يک ماه از تاريخ ابلاغ اين تصويب نامه به سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، منعکس نمايند.
ماده 6 ـ شوراهاي برنامه ريزي و توسعه استانهاي کشور موظفند نظريه پايه توسعه استان ذي ربط، ارايه شده در مطالعات آمايش سرزمين را بررسي کرده و پيشنهاهاي خود را براي اصلاح و تکميل آنها باتوجه به جهت گيريهاي موضوع ماده (1) اين تصويب نامه ظرف يک ماه از تاريخ ابلاغ تصويب نامه به سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، منعکس نمايند.
ماده 7 ـ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور مکلف است راهبردهاي بخشي و نظريه پايه توسعه استانها را براساس جهت گيريهاي ملي آمايش و نقطه نظرات اعلام شده از سوي دستگاههاي بخشي و شوراهاي برنامه ريزي و توسعه استانها،‌ تنظيم و هماهنگ نموده و به شوراي آمايش سرزمين ـ موضوع ماده (13) اين تصويب نامه ـ ارايه نمايد تا به تصويب مراجع ذي ربط قانوني برسد.
ماده 8 ـ دستگاههاي اجرايي کشور موظفند ضمن انعکاس جهت گيريهاي ملي و راهبردهاي بخشي و استاني آمايش در اسناد ملي بخشي و اسناد ملي ويژه، برنامه هاي عملياتي خود را در برنامه چهارم توسعه، براساس اين راهبردها تهيه نموده و مبناي تنظيم اقدامات و عمليات بودجه سالانه خود قرار دهند.
ماده 9 ـ‌ شوراهاي برنامه ريزي و توسعه استانهاي کشور موظفند است ضمن انعکاس جهت گيريهاي ملي، راهبردهاي استاني و راهبردهاي بخشي آمايش در اسناد ملي توسعه استان، برنامه هاي عملياتي خويش را در برنامه چهارم توسعه، براساس اين راهبردها تهيه نموده و مبناي تنظيم اقدامات و عمليات بودجه سالانه خود قرار دهند.
ماده 10 ـ شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران، شوراهاي برنامه ريزي و توسعه استانها و دستگاههاي اجرايي ذي ربط مکلفند طرحهاي توسعه و عمران در سطوح ملي، منطقه اي، ناحيه اي و محلي را در محدوده وظايف قانوني خويش در راستاي تحقق جهت گيريهاي ملي و راهبردهاي بخشي و استاني آمايش سرزمين تنظيم و تصويب نمايند. تمامي دستگاههاي اجرايي ملي، استاني و
محلي در انتخاب مکان فعاليتها و اقدامات مربوط، موظف به اجراي نتايج طرحهاي مذکور که در اين راستا تهيه و تصويب شده اند، خواهند بود.
ماده 11 ـ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور موظف است زمينه استمرار و پويايي مطالعات آمايش سرزمين را با سه رويکرد “تأثير تحولات جهاني، منطقه اي و داخلي”، “تعميق نگرش بلندمدت و پايدار در راهبردهاي توسعه اي کشور” و “تهيه طرحهاي ويژه از نظر موضوعي و يا محدوده جغرافيايي” فراهم نموده و سازماندهي مطالعات آمايش سرزمين به گونه اي صورت پذيرد که برنامه پنجم و برنامه هاي بعدي ميان مدت توسعه کشور به طور کامل بر مبناي سند آمايش سرزمين تهيه شود.
ماده 12 ـ دستگاههاي اجرايي کشور موظفند در چهارچوب دستورالعملهاي مطالعاتي که سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور ارايه مي نمايد، مطالعات بخشي، فرابخشي و منطقه اي آتي خود را با رويکرد آمايشي سازماندهي نمايند.
ماده 13 ـ به منظور ايجاد هماهنگي در تنظيم راهبردهاي آمايش سرزمين و نظارت مستمر بر اجراي آن، “شوراي آمايش سرزمين” با حضور معاون رييس جمهور و رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور (رييس شورا)، رييس مرکز ملي آمايش سرزمين (دبير شورا) و عضويت ثابت يکي از معاونين وزارتخانه هاي نيرو، راه و ترابري، مسکن و شهرسازي، صنايع و معادن، جهادکشاورزي، نفت، دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، اموراقتصادي و دارايي، کشور، بازرگاني، امورخارجه، رفاه و تأمين اجتماعي و سازمانهاي حفاظت محيط زيست و گردشگري و ميراث فرهنگي و رييس شوراي عالي استانها تشکيل مي گردد.
تبصره ـ از نمايندگان ساير وزارتخانه ها، استانداران و دستگاههاي اجرايي حسب مورد با حق رأي براي شرکت در جلسات شورا، دعوت به عمل خواهد آمد.
ماده 14 ـ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور موظف است در راستاي تحقق وظايف يادشده، “مرکز ملي آمايش سرزمين”‌ را متناسب با جايگاه آن در نظام برنامه ريزي کشور ايجاد نموده و نهاد تحقيقاتي متناظر با اين جايگاه را براي تقويت زمينه هاي علمي و فني آمايش سرزمين و ارتقاي مهارتهاي تخصصي نيروهاي موردنياز، تدارک ببيند.

ماده 15 ـ مرکز ملي آمايش سرزمين موظف است با استفاده از امکانات نظارتي موجود در کشور، روند تغييرات جمعيت و فعاليت و تحولات در سازمان فضايي کشور را بررسي و با
جهت گيريهاي ملي آمايش سرزمين مقايسه و مغايرتهاي اساسي را مشخص کرده و گزارش آن را به شوراي آمايش سرزمين، ارايه نمايد.

محمدرضا عارف
معاون اول رئيس جمهور